خدا با ماست!
نمی دونم شنیدید یا نه … می گند اگه می خوایی خدا رو بشناسی تصور کن توی یه کشتی در حال غرق شدن هستی… همه غرق شدند و تو موندی … با تمام تلاش ، خودت رو بالا می شکی….دستت رو به هرجایی می گیری … ولی هر آدمی توی این لحظه به فکر یه [...]
نمی دونم شنیدید یا نه … می گند اگه می خوایی خدا رو بشناسی تصور کن توی یه کشتی در حال غرق شدن هستی… همه غرق شدند و تو موندی … با تمام تلاش ، خودت رو بالا می شکی….دستت رو به هرجایی می گیری … ولی هر آدمی توی این لحظه به فکر یه [...]
بالاخره من هم جایی ثابت مشغول شدم :) البته به طور پاره وقت. درسته که جای خیلی مجللی نیست ، ولی من خیلی دوستش دارم. به خاطر مکان دلبازش ، به خاطر آدم های باصفاش ، به خاطر کاری (طراحی و برنامه نویسی) که خیلی دوست دارم و … اگر بخوام این جا رو خیلی [...]
آدم ها رو می شه به دو دسته تقسیم کرد … اول اون هایی که دیگران بهشون می گند آدم های شیرین زبان در قالب کلماتی مثل “وای! فلانی چقدر باحاله ” و… دوم اون هایی که خیلی دوست دارند دیگران بهشون بگند شیرین زبان در قالب کلماتی مثل ” عجب آدم خُنکی ” و [...]
من همین جا می گم اگر این شخصی که توی سریال شبکه ۳ ( پنج کیلومتر تا بهشت) بازی می کنه “امیرحسین” هست ، من رسما از امیرحسین بودن استعفا (!) می دم … D: ! سریال مضحک تر از این نبود این ها درست کنند!؟ طرف تازه که روح شده یادش افتاده دوست دختر [...]
خیلی دوست داشتم که این مطلب رو دیشب می نوشتم ولی نشد … دیروز روز خیلی خوبی بود ، با یکی از عزیز ترین دوستام رفتیم سینما و فیلم “ورود آقایان ممنوع” را دیدیم. واقعا به آقای رضا عطاران تبریک می گم به خاطر این هنرش و بازی خیلی قوی … به نظر من آقا [...]
برادر من (خواهر من) اون چیزی که توی پله برقی های مترو هست و فرچه ماننده ، فرچه کفش نیست! باور کن راست می گم. اون رو گذاشتند که چادر یا چیز دیگه گیر نکنه. نه اینکه شما در طول مسر پله برقی تمام کفشت رو باهاش پاک کنی!نکن این کارو … امروز برای [...]
با کلی دنگ و فنگ رفتم درس ریاضی مندسی را برای ترم تابستان برداشتم ، و برای اینکه به حد نصاب برسه چقدر دنبال آدم گشتم … بالاخره این درس با ۱۵ نفر تشکیل شد . ولی حالا که میریم سر کلاس ، فقط ۳ نفر(!) هستیم… این وسط یک نفر که توی نیم ساعت [...]
نمی دونم تا حالا این مستن رو دیدی یا نه ولی توصیه می کنم اگر وقت اضافه دارید نه…!اگر می خواهید وقت تلف کنید ببینید(!) قضیه همون که : وایساده بود سر کوچه برای اسکل بازی ، به همه می گفت ته کوچه دارند آش می دهند ، بعد یه مدت به خودش می گه [...]
این روز هایی که نیستم مشغول چندتا پروژه و راه اندازی وب سایت شخصی CodeProject.ir هستم. برام بالا امدن رنکینگ این سایت توی گوگل خیلی مهمه ، که تا حالا حاصل نشده! البته نو پاست ، برای بالا امدن ریشه دار بودن مهمه. ایشالا با مطالب ریشه دار می خوام ، پایش رو درست بچینم. [...]
پیش نوشت : به شدت دوست دارم نظر شما رو هم در این مورد بدونم آدم ها قبل از اینکه “ازدواج” کنند می تونند توی “عرض” زندگی پیشرفت کنند. برای مثال … به طور همزمان و موازی ، درس بخونند ، کار کنند، ورزش کنند ،تاتر بازی کنند ، با دوستاشون رستوران های و [...]
نمی دونم تا حالا شده بخوایید چیزی تو دفتر خاطراتتون بنویسید ، نتونید!؟! منظورم اینه که بترسید کسی بخونه ، یا دیگه نتونید به کسه خاصی نشونش بدید ، یا … الان همون حسه … یه چیز هایی می خوام بگم ، نمیتونم ، یا بهتره بگم می ترسم … خوب اینم از معایب دفتر [...]
دوتا چیزه که وقتی می بینم خیلی زورم می گیره! یکی اینکه … نمی دونم چرا لامپ های توی همه بانک ها شب تا صبح هم روشنه!!! دوم اینکه … این اتوبوس ها شرکت واحد زورشون می اد توی تر مینال ماشین رو خاموش کنند!؟! آخه چرا؟؟؟ دوست عزیز مال بابات که نیست ، بیت [...]
امروز هوس کردم برم یه بلوگر بسازم! کلی در مورد موضوع و مطالبش فکر کردم. رفتم یه جی میل جدید ساختم (برای امنیت اطلاعات!) امدم رفتم توی بلوگر اکانت ساختم. نشستم کلی با دقت و ظرافت کاستومایز(!) ( شخصی سازی ) کردم و خوشگلش کردم و … قالب و راست چین و … می خواستم [...]
در راستای اعلان بخشنامهای به بوتیکها با مضمون: «نمایش عمومی کروات و پاپیون ممنوع است. مانکنها باید بدون سر باشند و برجستگیهای بدنشان معلوم نباشد و…» بخشنامه به میوهفروشیها: نمایش عمومی هویج و بادمجان ممنوع است خیار تنها با ارائهی سند ازدواج و پس از استعلام فروخته شود خیره شدن به هلو ممنوع است بخشنامه [...]