خدا با ماست!
نمی دونم شنیدید یا نه … می گند اگه می خوایی خدا رو بشناسی تصور کن توی یه کشتی در حال غرق شدن هستی… همه غرق شدند و تو موندی … با تمام تلاش ، خودت رو بالا می شکی….دستت رو به هرجایی می گیری … ولی هر آدمی توی این لحظه به فکر یه [...]
نمی دونم شنیدید یا نه … می گند اگه می خوایی خدا رو بشناسی تصور کن توی یه کشتی در حال غرق شدن هستی… همه غرق شدند و تو موندی … با تمام تلاش ، خودت رو بالا می شکی….دستت رو به هرجایی می گیری … ولی هر آدمی توی این لحظه به فکر یه [...]
هیچ وقت دوست ندارم در مورد چیزی یا موضوعی ابراز ضعف کنم ، ولی دیگه کم آوردم! نمی دونم چرا این درس مهندسی نرم افزار هیچ مدل با من یاری نمیکنه…! نه موقع خوندن امتحانش و نه حالا ، موقع تکمیل پروژه ش! اصلا نمی تونم یک دقیقه روش تمرکز کنم.البته می دونم چرا ها…! [...]
نمی دونم من شبیه چند نفرم…؟ یا چند نفر شبیه من هستند … ؟ که اینقدر من رو اشتباه می گیرند! این مدت نمی دونم چرا اینقدر اشتباه گرفته می شم … صدام می کنند ، دست می زنند پشتم ، … بعد که بر میگردم طرف می فهمه اشتباه گرفته! تازه بعضی ها رو [...]
این روز ها برنامه من اینکه حدود ساعت ۷ از خونه می زنم بیرون و دست کم ساعت ۸ شب خونم…! ( تا عصر سر کارم و بعد هم چند جای دیگه پروژه دارم و کلاس می رم) بعد از خوابیدن کمتر از ۱۵ دقیقه و خوردن شام و نماز شروع می کنم به مطالعه [...]
شب آرامی بود می روم در ایوان، تا بپرسم از خود زندگی یعنی چه؟ مادرم سینی چایی در دست گل لبخندی چید ،هدیه اش داد به من خواهرم تکه نانی آورد ، آمد آنجا لب پاشویه نشست پدرم دفتر شعری آورد، تکیه بر پشتی داد شعر زیبایی خواند ، و مرا برد، به آرامش زیبای [...]