از خودم راضیم

توسط امیرحسین

امروز،  روز خیلی خوبی  بود ، یعنی یه پله بزرگ به سمت خودم ( اون چیزی که باید باشم ) برداشتم و تونستم اون کارهایی که می خوام رو در لحظه، تصمیم بگیرم و پیاده کنم … از عزت نفس خودم خوشحالم!

به دو دلیل که می خوام بگم.

* اول اینکه…

امروز ، روز تحویل یکی از پروژه  هام بود .به خاطر این خوشحال نیستم به خاطر عمکردم خوشحالم.

یک سری آدم نا عالم (بدون علم در زمینه طراحی وب سایت ) سیبیل به سیبیل نشتند که بزنند توی سر کار من تا به قول خودشون یه چیزی ازش (مبلغش) کم کنند.ولی خودم یه تنه جلوشون وایسادم ،اونم  چه ایستادنی…! تا آخر جلسه ققط مدیر عامل بود که توی جبهمه مقابل بود و همه من رو تایید می کردند.

شایدالان هم نتونم اون جو  رو براتون بیان کنم، در این حد بدونید جو اینقدر داغون بود که الان برا سر بلندی خودم خیلی خوشحالم.

 

* دوم اینکه …

همیشه یه چیزی شنیدیم به اسم “امر به معروف و نهی از منکر” ولی کی و کجا می خواد عمل کنه!؟! امروز خیلی قشنگ و دوستانه تونستم این کارو انجام بدم ، یا حداقل تونستم یه تذکر خوب و درست بدم.

توی تاکسی نشستم ، راننده تاکسی بدون توجه به این ایام (محرم ) صدای ترانه زن گذاشته بود و صداش هم بلند بود…!

گفتم خوب، من که یه کم جلو تر پیاده می شم ، اصلا به من چه …!

بعد به خودم گفتم الان اگر من چیزی نگم (امثال من هم که چیزی نمی گند) از اصولم عقب نشینی کردمو این قبول تعرض به حقوق خودم و دیگران هست.

پیش خودم گفتم فوقش اینه که به حرفم گوش نمی ده و من هم با عزت نفس از ماشین پیاده می شم …

من : داداش می شه بزنی آهنگ بعدی ؟

راننده : یعنی می خوایی هایده نباشه ؟ (یه مدلی که اینگار من از هایده بدم می آد)

من : نه اصلا زن نباشه…! (منتظر هر برخوردی بودم ولی …)

راننده یه زره خودش رو جمع کرد … چند تا آهنگ زد جلو و بعد هم گذاشت روی رادیو

من : ممنونم آقا

بعد هم پیاده شدم، با لبخند بهش گفتم : ببخشید فضولی کردما…!بیچاره راننده کلی ازم معذرت خواهی کرد.

حس جالبی بود، از اینکه تونستم اون چیزی که بهش ایمان دارم رو پاده کنم.

نتیجه اخلاقی اینکه جوون های ما اونقدر ها هم بد نیستند و فقط یه کم ...

 

VN:F [1.9.10_1130]
Rating: 0.0/4 (0 votes cast)
VN:F [1.9.10_1130]
Rating: +1 (from 1 vote)